تبليغاتX
پرواز
پایگاه اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی استان ایلام

حسین کنعانی در مورد تیم احمدی نژاد ادعا می کند:

اصولگرایی را مصادره کرده اند

فرارو- «شاخص هایی که مقام معظم رهبری بارها عنوان کرده اند موضوعی است که کمتر در عملکرد آقای احمدی نژاد دیده می شود به این خاطر اعتقادی ندارم که این دوستان اصولگرا هستند و به عبارتی می شود گفت که آقایان اصولگرایی را مصادره کرده اند.»

انتقادات تند علی مطهری و حسن بیادی در همایش حزب آبادگران جوان از عملکرد دولت این شائبه را تقویت می نماید که در میان اصولگرایان اختلافات شدیدی وجود دارد و بخش گسترده ای از آنها به روند فعلی اوضاع سیاسی کشور نقد دارند و از این وضعیت ناراضی هستند.

در همین راستا روز گذشته محسن آرمین، سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی طی اظهاراتی اصولگرایان را به دو بخش معتدل و تندرو تقسیم کرد آرمین در این باره گفت: «بخش افراطي اصولگرایان اکنون به صورت يک فرقه عمل مي کند.»

آرمین در ادامه اظهار کرد: «بخش سنتي جريان اصولگرا اين واقعيت را درک کرده است که اين تنگ نظري و تنگ چشمي حتي به حذف جريان اصلاحات هم محدود نمي شود. در واقع درصدد است جريان معتدل اصولگرا را نيز از صحنه خارج کند. بخش سنتي جريان اصولگرا اين موضوع را کاملاً درک کرده است اما تعارفات و مجاملاتي که اين بخش در سطح قدرت دارد اجازه نمي دهد بتواند تصميم گيري کند.»

اما حسین کنعانی مقدم دبیرکل حزب سبز ایران و فعال سیاسی اصولگرا در این باره به خبرنگار «فرارو» گفت: «من اعتقاد ندارم که اصولگرایان به معتدل و افراطی تقسیم می شوند؛ بلکه جریان اصولگرایی به دو بخش واقعی و متصل به قدرت تفکیک می شود. بخش متصل به قدرت متاسفانه از اصول عبور کردند و برای حفظ قدرت در دولت سعی در تقسیم بندی جامعه به اقلیت و اکثریت و یا حاکم و محکوم دارند.»

وی افزود: «این روش اصولگرایی نیست و ما معتقد هستیم که تقسیم کردن جامعه به حاکم و محکوم روش حکومت داری نیست، اصولگرایان منتقد دولت که بخش عمده ای را هم در بر می گیرند اصولگرایان واقعی هستند و بر اساس مبانی اصولگرایی عمل می کنند، اصولگرایی بدون حضور مردم و رضایتمندی آنها تحقق پیدا نمی کند و این روشی است که امام به ما آموخته و منشی است که مقام معظم رهبری بر آن تاکید داشته اند لذا اگر بناست که ما از اصولگرایی برای به دست آوردن مطالبات خودمان استفاده کنیم این اصلا اصولگرایی نیست.»

کنعانی مقدم با اشاره به جریان حاکم بر دولت گفت: «آقای احمدی نژاد نماینده اصولگرایی نیستند، درست است که ایشان در ابتدا با اندیشه اصولگرایی و با حمایت گسترده اصولگرایان وارد عرصه شدند اما از این  اندیشه  عدول و عبور کردند و مکتب تازه ای را بنا نهاده اند، چیزی که الان تحت عنوان طرز تفکر آقای احمدی نژاد مطرح می شود.»

وی در ادامه اظهار داشت: «شاخص هایی که مقام معظم رهبری بارها عنوان کرده اند موضوعی است که کمتر در عملکرد آقای احمدی نژاد دیده می شود به این خاطر اعتقادی ندارم که این دوستان اصولگرا هستند و به عبارتی می شود گفت که آقایان اصولگرایی را مصادره کرده اند.»

این فعال سیاسی اصولگرا افزود: «پایه و ریشه اصولگرایی در روحانیت وجود دارد و از روحانیت جدایی ناپذیر است، بعضی از اصولگرایان به دنبال فاصله گرفتن از روحانیت اندیشه تکنوکراتی را حاکم می کنند، ما مخالف این جریان هستیم و معتقدیم که باید دنبال رو روحانیت و مرجعیت باشیم.»

وی در پایان با اشاره به سخنان محسن آرمین گفت : «آقای آرمین به این نکته اشاره کرده اند که جریانی به دنبال جدا کردن اصولگرایان از روحانیت است، من تصور می کنم که اصلا یکی از افکار صهیونیستی در منطقه خاورمیانه این است که مردم را در مقابل روحانیت، روحانیت را در برابر روحانیت و مرجعیت را در برابر مرجعیت و در پایان مذهب را علیه مذهب شکل دهد تا بتواند به اهدافش برسد، به نظر می رسد اگر جریان اصولگرا و اصلاح طلب این جدایی را تحقق بخشند در راستای نقشه های صهیونیستی حرکت کرده اند.»

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 11:9  توسط روابط عمومی حزب | 

بزرگداشت مشکاتیان در دانشگاه تهران

 

 

 







حمید رضا نوربخش در سخنانی با تاکید بر اینکه مشکاتیان از جمله موسیقیدانهایی بوده که در زمان حیاتش نیز برایش بزرگداشت برگزار شده گفت: پرویز مشکایان به حق یک نابغه بود و همانطور که می دانید بسیار زود نسبت به سن و سالش شروع به درخشش کرد. پرویز مانند سایر نوابغ از حدود 17- 18 سالگی به لحاظ هنری طلوع کرد و بیشتر از یک دهه با خلق آثاری ماندگار در موسیقی ایران خدمت بزرگی انجام داد. این خواننده همچنین افزود: حدود سال های 64-65 افتخار داشتم گاه گاهی به محضر استاد احمد عبادی می رسیدم. روزی استاد عبادی به من گفت امروز می خواهم تو را با یک استاد موسیقی آشنا کنم. من بسیار منتظر دیدن این استاد بودم که بعد از مدتی پرویز مشکاتیان وارد شد. این مطلب از آن جهت دارای اهمیت است که استاد عبادی هرگز اهل گزافه گویی نبود و این نشان از توانایی مشکاتیان داشت که آن سن و سال جوانی همگان او را استاد می دانستند.



در آغازمحمدرضا درویشی به عنوان اولین سخنران مراسم پشت تریبون قرار گرفت و ضمن تشکر از دانشجویانی که این مراسم را ترتیب داده بودند گفت: من به مدت 35 سال با مشکاتیان دوست بودم و در این مدت به عنوان هم دانشگاهی، هم خانه، همسایه و همدل در عرصه موسیقی از نزدیک با جنبه های مختلف زندگی این مرد بزرگ آشنا شدم.



این موسیقیدان در ادامه افزود: پرویز موسیقیدان بزرگی بود و از آنجا این را می گویم که شخصیت هنری اش از ابعادی برخوردار بود که کمتر موسیقیدانی در تاریخ ایران مجموع این ویژگی ها را با هم داشته است. از جمله ویژگی های این مرد بزرگ این بود که او بسیار زود به آنچه برخی اساتید در طول سالیان دراز به آن می رسند دست پیدا کرد. درک عمیق ردیف موسیقی و دریافت صحیح از بکار گیری این امکانات برای ارائه آثار ماندگار موسیقی باعث خلق آثاری شد که برای همیشه در اذهان مردم باقی خواهد ماند. وی همچنین با تاکید بر برخی مشکلات جامعه موسیقی تصریح کرد: خلائی که طی همه این سال ها موسیقی ما با آن مواجه بوده عدم حمایت نهادها و سازمان ها از موسیقی و موسیقیدان ها است و دولت نه تنها از مشکاتیان بلکه از خود موسیقی نیز هیچ گاه حمایت و پشتیبانی نکرد.



در ادامه برنامه سعید فرجپوری نیز به همراه کمانچه اش به روی صحنه رفت و ضمن گرامی داشت یاد مشکاتیان به نقل خاطره ای از آخرین دیدار خود با مشکاتیان پرداخت و گفت: در آن دیدار از موارد بسیاری سخن به میان آمد و نکته جالب این بود که او بسیار به آینده امیدوار بود و می گفت در این شرایط ما حتما باید به طور جدی تری کار کنیم. پس از این سخنان فرجپوری به اجرای تک نوازی کمانچه پرداخت که با استقبال پر شور دانشجویان حاضر در سالن روبرو شد. آوا مشکاتیان نیز با حضور بر روی سن ضمن تشکر از ابراز احساسات دانشجویان در همدردی با خانواده مشکاتیان شعری از فریدون مشیری را قرائت کرد.





همایون شجریان نیز با اصرار مجری برنامه برای لحظاتی به روی سن رفت و با وجود اینکه به دلیل بیماری آمادگی اجرای آواز را نداشت اما بار دیگر با اصرار حاضران در سالن قطعه"الا یا ایها الساقی" از آثار مشکاتیان را اجرا کرد.





مجید درخشانی نیز که از اواسط برنامه به جمع حاضر پیوسته بود با تار خود به روی صحنه رفت و بعد از ذکر یادی از توانمندی های مشکاتیان، دقایقی را به اجرای بداهه نوازی پرداخت.











در بخش پایانی مراسم نیز زهرا رهنورد به عنوان هم دانشگاهی پرویز مشکاتیان درباره این موسیقیدان برجسته گفت: صحبت در مورد پرویز مشکاتیان بسیار سخت است. ما هم دانشگاهی بودیم و بین موسیقیدانها و مجسمه سازها ارتباطیهایی وجود داشت که باعث درک بهتر هنر می شد و ما می فهمیدیم بین حجمهایی که ما می سازیم با ملودیهایی که بچه های موسیقی خلق می کنند ارتباطی نزدیک وجود دارد. رهنورد در پایان مراسم با اهداء تابلویی که تصویر مشکاتیان بر روی آن نقش بسته بود به آوا و آئین مشکاتیان(فرزندان پرویز مشکاتیان) یاد او را گرامی داشت.

مرجع : مهر- ایلنا
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 11:8  توسط روابط عمومی حزب | 
سيد محمد خاتمي:
حذف دلبستگان به انقلاب
 
بزرگترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است
 

بزرگان باید بپذیرند که در جامعه مشکل و بحران وجود دارد/نباید برای مردم تصمیم بگیریم و انتخاب و رای آنان را محدود کنیم/این جمهوری اسلامی امر بدیعی بود که امام مطرح کردند و مورد قبول مردم هم قرار گرفت.


ايلنا:رئيس دولت اصلاحات تاكيد كرد:حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین و روشهای بی اساس که از سوی جریانی خاص دنبال می شود بزرگ ترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض‌اند.
به گزارش ايلنا سيد محمد خاتمي به مناسبت سالروز صدور پیام روشنگرانه حضرت امام خمینی(س) مشهور به " منشور برادری " در گفت‌وگو با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، گفت: امام معتقد بودند که سلایق مختلف باید وجود داشته باشد. حتی به صراحت اعلام کردند که کسی که با اصل نظام مخالف است، او در این مملکت آزاد است و باید امنیتش تامین شود، مگر این که دست به سلاح ببرد یا توطئه‌ای کند که بخواهد به زیربنای نظام آسیب بزند که البته هیچ نظامی هم این را نمی‌پذیرد. این استثنایی است که امام مطرح می‌کنند. ایشان حتی برای مخالفان نظام و مخالفان فکری مبنای نظام هم حق حرمت و حق شهروندی و آزادی و امنیت قایل هستند.
رییس موسسه باران ادامه داد: در مساله "منشور برادری" امام یک دغدغه خاطری داشتند. در جامعه ما سلیقه‌های مختلفی وجود دارد. این سلیقه‌ها گاهی ناشی از اختلاف در اصول و مبانی است. یکی می گوید اسلام را قبول ندارم. یکی می گوید اسلام را قبول دارم، حکومت اسلامی را قبول ندارم. یکی می‌گوید هر دو را قبول دار. یا در مورد بعضی از مطالبی که امام مطرح کردند، مثل این که در صورت وجود مصلحت می‌توان احکام اولیه را هم به طور موقت تعطیل کرد؛ ممکن است کسی بگوید این قبیل موارد را قبول ندارم. این‌ها یک سلسله اختلافات اصولی است که در جامعه وجود دارد. دیگراینکه در اصول اختلاف نیست.مثلا همه کسانی که می گویند که انقلاب و اسلام را قبول داریم ولی یکی می گوید ملاک و معیاریرای من همین قانون اساسی است که مورد تایید امام و مردم است، دیگری ممکن است بخواهد فراتر از آن کار را انجام دهد. که البته باز معتقدم که کسی که می خواهد فراتر از قانون انجام بدهد تا حدی از اصول منحرف شده است. ولی به هر حال همه اسلام و انقلاب را قبول دارند و اختلاف سلیقه در شیوه اداره مملکت است که آن هم گاهی به مسایل روبنایی جامعه برخورد می کند و گاهی ممکن است کمی اصولی تر باشد. این اختلاف نظر هایی است که باز نمی خواهم در اینجا بحث کنم.
وي تاکید کرد که " آن‌را اساس نظام می‌داند ". گفت : ما نباید برای مردم تصمیم بگیریم. نباید انتخاب و رای مردم را محدود کنیم.
رییس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد: حاصل انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی است، که از یک سو سازگار با معیارهای دینی و فرهنگی جامعه ماست و از سوی دیگر، پاسخگوی نیازهای انسانی است که در این روزگار زندگی می‌کند و خواست‌ها، گرایش‌ها، دیدگاه‌ها و تمنیات خاص خود را دارد، این جمهوری اسلامی امر بدیعی بود که امام مطرح کردند و مورد قبول مردم هم قرار گرفت. ما به عنوان کسانی که هم انقلاب را قبول داریم، هم جمهوری اسلامی را که حاصل مبارک این انقلاب است، و نیز با توجه به این که امام سلسله جنبان این حرکت و رهبر این انقلاب بودند، مواضع، نظرات و دیدگاههای حضرت امام به عنوان یک معیار برای ما بسیار مهم است و اگر این ها را درست بشناسیم، شاید بسیاری از سوء تفاهم ها حل شود.
رئيس جمهور سابق كشورمان تاكيد كرد:ما همچنان بر سر حرف‌های اصلی خود هستیم. انقلاب اسلامی منشاء هویت ما است و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ایران و ماحصل مردمی ترین انقلاب تاریخ هم جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است و همانطور که از نام آن پیداست در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می‌کنیم،مدافع مردم رأی و حقوق اساسی آنان نیز هستیم. کسانی که به رأی مردم معتقد نیستند و حاضرند در رأی مردم تصرف کنند یا آن را نادیده انگارند، با انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه اند؛ این راه و رسم ما است و صحبت ما همواره این بوده و هست: بیاییم قانون اساسی را به درستی اجرا کنیم."
خاتمی ادامه داد :چرا امروز قانون اساسی زیر پا گذاشته می شود؟ مگر قانون اساسی حق فعالیت تشکل‌ها، اظهار نظر و حضور آزاد مردم را تصریح نکرده است؟ مگر ما با شیوه‌هایی که پیامبر(ص) و ائمه(ع) داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند؟ مگر حضرت امیرالمؤمنین(ع) با بدترین مخالفانش برخورد می‌کرد حتی اگر بدترین ناسزاها را می شنید؟ چرا به قانون اساسی عمل نمی‌شود؟ قانون اساسی رأی مردم و انتخابات آزاد و رقابتی را حق مسلم آحاد جامعه دانسته و وظیفه مسلم برای مسؤولان نظام را توجه و احترام و صیانت از این حق دانسته است. حال اگر کسی معترض باشد که این اصل درست پیاده نشده، جواب خود را باید با برخوردهای تند و غیرقانونی بگیرد؟
رییس جمهور سابق کشورمان خاطرنشان کرد: بیایید به قانون اساسی بازگردیم، البته در صورتی که تفسیرهای دل بخواهی از آن نشود و کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تأثیر و سیطره جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر این بازگشت صورت گرفت بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
خاتمی ادامه داد: اگر این مطالب را در نظر داشته باشیم، دید روشن‌تری به جمهوری اسلامی خواهیم داشت و می دانیم که از چه چیزی باید دفاع کنیم. اگر دیدیم که رای مردم مورد کم توجهی قرار گرفت، اگر دیدیم که اختیارات متناسب با مسوولیت ها در جامعه نبود، اگر دیدیم که دروغ رایج بود و به خصوص که دروغ به صورت رسمی مطرح شد، اگر دیدیم که حق و حرمت انسان‌ها نگه داشته نشد، اگر دیدیم که تداخل در قوای مختلف وجود داشت و نظایر این‌ها، می توانیم بگوییم که انحراف از معیارهای اصلی جمهوری اسلامی صورت گرفته است. البته همه آن چه گفته شد به صورت خلاصه تر و مشخص تر همان است که در قانون اساسی منعکس شده و مبنای کار ماست.
وي از اینکه اساس نظام در اختیار یک سلیقه خاص قرار بگیرد ابراز نگرانی کرد و اظهار داشت: وقتی اختلافی بین روحانیون در جامعه ایجاد شده بود، که اختلاف در سلیقه بود نه در اصول، امام آنجا تاکید کردند که این دو جریان باید وجود داشته باشد. حتی در زمان ایشان بود که یک جریان روحانی سیاسی در کنار یک جریان سیاسی ریشه دار در جامعه شکل گرفت و امام آن را مورد تایید قرار دادند. این مساله ای است که امروز هم مورد توجه ماست.
خاتمی در این گفت‌وگو به برخی مسایل رخ داده در ماه‌های گذشته اشاره کرد و گفت: در این زمینه برای این که دیدگاهمان نسبت به جمهوری اسلامی مشخص شود و این که اسلامی که در جمهوری اسلامی مطرح شد و جمهوریتی که در جمهوری اسلامی مطرح شد، چه خصوصیاتی دارد، در این موقعیت ما چه مشکلاتی داریم و کجای کارمان با آن جمهوریت و کجای کارمان با آن اسلامیت سازگار نیست، خوب است که ملاک و معیار را خود امام قرار بدهیم و برای این کار دو مقطع مهم از حیات امام بسیار اهمیت دارد که ما بتوانیم راه را از چاه تشخیص دهیم.
وی افزود : اگر ما زندگی امام را از آستانه انقلاب تا زمان وفاتشان به سه مرحله تقسیم کنیم، یک مرحله هنگامی است که امام در حال عرضه کردن نظامی هستند که مورد نظر انقلاب است. مردم، آزادی، استقلال و عدالت می خواهند. از استبداد و استعمار رنجیده اند. از بداخلاقی ها و بی فضیلتی هایی که در جامعه حاکم است، زده شده اند و در تاریخشان در طول صد سال، استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت می‌خواستند و نیز خواستار حاکمیت بر سرنوشت خود بودند، در این زمینه انقلابی رخ داده و امام نظامی را عرضه می‌دارند که باید به آن رسید. یعنی درست در آستانه انقلاب و چند ماه پیش از وقوع پیروزی انقلاب، امام، جمهوری اسلامی را عرضه و پیشنهاد می‌کنند. مطالبشان هم بسیار روشن است. جمهوری اسلامی که مطرح شد، بعضی می گفتند بدعت در اسلام است که البته چنین نیست، بعضی می‌گفتند که این قید اسلامیت یک چیز انحرافی است و فقط باید جمهوری باشد.
رئيس دولت اصلاحات تصريح كرد: امام به عنوان پیشوای این مکتب، جمهوری اسلامی را عرضه می‌دارند. باید روی این مطلب کار شود که امام در ذهنش چه بود و چه چیزی را عرضه داشت. با کمال تاسف دیده می شود که بعد از رحلت امام گفته شد که امام چیزی را عرضه کرد که مورد عقیده اش نبود و برای اسکات دنیا و این که حرف و حدیثی نباشد این نظرات را ارایه کردند که به این معنی است که امام برای گول زدن دنیا مطلبی را مطرح کرده ولی نظرش چیز دیگری بوده. این چیزی است که به امام نمی چسبد. امام با مردم بسیار صریح و صادق بودند و بر اساس اعتقاداتشان صحبت می کردند. برای نمونه می توانید مصاحبه ها و سخنرانی هایی که داشتند، ببینید. وقتی پرسیده می شود که جمهوری چیست؟ پاسخ می دهند همین جمهوری که در دنیا هست.
وی ادامه داد: این مساله بسیار مهمی است. آنچه که دنیا به آن رسیده، دستاورد بسیار مهمی است. یعنی حکومت ها برآمده از مردم اند. تعیین کننده، رای مردم است. قوای مختلف و منفک از هم وجود دارند. مسوولیت ها مشخص است و هیچ قدرت و اختیار غیر مسوولی وجود ندارد. محور و مدار خود مردم اند. رضایت مردم بسیار مهم است. جمهوری به معنی حکومت مردم بر سونوشت خویش است.
رییس جمهور سابق کشور اضافه کرد: امام می گفتند این جمهوری در عین حال می خواهیم اسلامی باشد ، یعنی از ارزشهای متعالی دینی پیروی کند و مصداق آنرا نیز حکومت صدر اسلام و بخصوص شیوه و روش حکومتی امیرالمومنین امام علی (ع)معرفی می‌کردند .
خاتمی تصریح می کند: از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی در ایران بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایه های اجتماعی کشور بوده است. آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار داده اند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با بخشی از معیارهای مسلم انسانی و اخلاقی، بی اعتنا به رأی مردم و حتی بی اعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده می شود؟
رییس موسسه باران در ادامه به اقدامات و پیام های ارزشمند امام در سالهای آخر عمرشان اشاره کرد و گفت: درسال های آخر حیات پربرکت حضرت امام ایشان با شتاب بیشتری مواردی را مطرح می کنند و بیشتر هم درمورد وضعیت سیاسی جامعه است و بینش و دیدگاه اسلامی که باید حاکم باشد که دقیقا یک دیدگاه ضد تحجر، آزاد اندیش و دیدگاهی که معتقد است اسلام را باید به گونه ای فهمید که در دنیای پیچیده کنونی، مشکلات انسان را حل کند. باید به گونه ای مطرح شود که انسان ها زده نشوند و مسایل دیگری که هست. امام تعبیری دارند که خون دلى که پدر پیرتان از متحجر ان خورده است هرگز از فشارها و سختیهاى دیگران نخورده است.
وي ادامه داد:بنابراین برای این که ما شناختی داشته باشیم از مساله، دو مقطع حیات امام برای شناخت وضعیت و تکلیف خودمان در اینجا، مهم است. یکی وقتی که امام در حال عرضه نظامی هستند که مد نظر دارند و دیگری زمانی که می خواهند محتوای این نظام را به خصوص از نظر دینی و ارزشی مشخص کنند. این دو مقطع بخصوص در ماه های قبل از پیروزی انقلاب و نیز سالهای آخر عمر امام بروز و ظهور دارد. البته یک مقطع چند ساله هم در این میان وجود دارد و آن وقتی است که نظام مستقر می شود و امام به عنوان رهبر مردم و نظام کار می کنند. آن هم مراحل مختلفی دارد. یکی آنچه که به قاعده است یعنی این که حتما باید رفراندوم شود که مردم چه نظامی می خواهند. دوم این که قانون اساسی را خبرگانی که منتخب مردمند باید بنویسند. یعنی باز رای مردم در تدوین اساسنامه نظامشان مشخص باشد. سوم همین پیش نویس تدوین شده توسط خبرگان منتخب مردم، باز هم باید به رای مردم برسد. این امام است که رهبری می کند. این که می گوید میزان رای ملت است، اینجاست. یعنی یقینا اگر مردم می گفتند جمهوری اسلامی را نمی خواهند، امام با این که آن را حق می دانست، آن را بر مردم تحمیل نمی کرد. در رفراندوم هم اگر اشکالی می شد، حتما می گفتند که نظر مردم را تامین کنید. و سوم تلاش امام برای این که تمام ارکان نظام طبق این نظامنامه‌ای که به تصویب مردم رسیده و مورد تایید خود ایشان هم بوده، شکل بگیرد. "
خاتمی بار دیگر به موضوع بازگشت به قانون اساسی اشاره کرد و گفت: شما هیچ انقلابی را سراغ ندارید که کمتر از یک سال از عمرش گذشته باشد و قانون اساسی آن مشخص شده و تمام ارکان وقوای آن بر اساس قانون مستقر شده باشد. رییس جمهورش تعیین شده باشد. قوه قضاییه اش مشخص شده باشد و البته مجلسش در اسفند 58 مستقر شد. یعنی یک ماهی بعد از اولین سالگرد پیروزی انقلاب. یعنی در واقع وقتی یک سال از انقلاب گذشته بود که همه ارکان نظام شکل گرفته بود و حتی امام اختیارات ولی فقیه را که اختیارات وسیعی می دانست درون قانون اساسی قرار داد و به رای مردم رساند تا در چارچوب قانون قرار گیرد. یا رفتارهایی که امام داشتند، از جمله همین "منشور برادری" یا "فرمان هشت ماده ای" و مسایل دیگری که بود. یا دغدغه خاطر او برای انتخابات که در بحران جنگ و بمباران و ... انتخابات را تعطیل نکردند و این که در انتخابات نظر مردم تامین شود. وقتی در انتخابات اختلاف نظر پیش آمد، امام به نفع مردم موضع می گرفتند بدون این که دخالت کنند. یعنی داور بی طرفی می‌گذاشتند که جریان را بررسی کنند و ماجرا آن گونه که واقع شده، تحقق پیدا کند و طرفین دعوا به نحوی قانع شوند و به نفع مردم اختلاف خاتمه پیدا کند. یک زمانی صحبتی پیش آمده بود که مردم عوام هستند و علما باید برای مردم تصمیم بگیرند. امام در پاسخ این مطلب فرمودند که در گذشته می گفتند که علما در سیاست دخالت نکنند، امروز می گویند کسی جز علما در سیاست دخالت نکند که این بدتر از اولی است. چون در قسمت اول فقط یک قشر و صنف از جامعه را محروم می کردند ولی در قسمت دوم می خواهند همه جامعه را به نفع یک قشر محروم کنند. این تعبیر امام بود.
خاتمي‌ يادآور شد: البته در این دوره‌ی چندین ساله، استثناهایی هم وجود دارد. امام، رهبر و مسوول یک نظام بود. شرایط عجیبی مثل جنگ و ترور وجود داشت و مسایلی پیش آمد که استثنا بود. یعنی در شرایط استثنایی ممکن است اقدامی صورت گرفته باشد که با قانون اساسی یا مسایل دیگر سازگار نباشد و البته در سال 67 وقتی نمایندگان مجلس نامه ای به امام نوشتند و برخی موارد خلاف قانون اساسی را که در جامعه ما وجود داشت، تذکر دادند. امام صراحتا در تاریخ 7 /9/ 1367 گفتند : «...ان شاء اللَّه تصمیم دارم در تمام زمینه‏ها وضع به صورتى درآید که همه طبق قانون اساسى حرکت کنیم. آنچه در این سالها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا مى‏کرد تا گره‏هاى کور قانونى سریعاً به نفع مردم و اسلام باز گردد.
وي اضافه کرد: حضرت امام تاکید کردند که حرکت کنیم؛ نه این که حرکت کنند بلکه برگردیم. یعنی خود امام هم جزو مجموعه ای بود که باید به قانون برگردند. اگر این سه مرحله را در نظر بگیریم، مرحله اول که عرضه نظام است. مرحله دوم بیشتر مساله محتوا به خصوص محتوای دینی و وضعیت سیاسی در دو سه سال آخر عمرشان بیان می شود. و مرحله سوم در طول این مدت است که رهبری می کردند، قواعدی وجود دارد که تایید کننده همان دو مرحله اول است. استثناهایی هم وجود دارد که امام فرمودند: مربوط به مواقع بحرانی و غیرعادی است . یکی از مشکلاتی که بعد از امام بود، این بود که برخی از این استثناها قاعده شدند و قاعده که عبارت است از قانون اساسی به محاق تعطیل و کم اعتنایی کشیده شد و این یکی از مسایلی بود که هنوز هم تا حدودی وجود دارد و باید مورد توجه قرار گیرد.
خاتمی در پاسخ به این سئوال که چرا هنوز به یک وفاق در مفاهیم اساسی مانند منافع ملی و... در جامعه نرسیده‌ایم گفت: قبول دارم که هنوز یک دید استراتژیک در مورد منافع ملی و مصالح ملی و امنیت ملی در جامعه ما بطور کامل و جامع ایجاد نشده است و این وظیفه ای بوده که باید خود حکومت و ارکان مختلف آن در این زمینه به تفاهم برسند. بنابراین بیشتر سلایق است که این تعریف ها را تعیین می کنند. افرادی که این سلایق را دارند ممکن است از لحاظ مقام و امکانات متفاوت باشند. این یک مشکلی است که اتفاقا اگر بیاییم این دعواهای سیاسی موردی را کنار بگذاریم و عقلای قوم بنشینند و به تفاهمی در زمینه مصالح ملی، امنیت ملی و اموری نظیر این ها برسند، ممکن است خیلی زود هم به نتایجی برسند و مسایل فرعی آنها را منحرف نکند. این حتی می تواند راهی باشد برای برون رفت از بحران کنونی.
وی همچنین گفت: در زمینه تحقق و رسیدن به این ساز و کار گام های خوبی در این زمینه برداشته شده. یکی تدوین سیاست های کلی است که خود می تواند مبنا قرار بگیرد. یا مهم تر و عینی تر از آن چشم انداز بیست ساله است که می دانید که هر دوی این امور در دوره دولت من جدی شد. البته فقط دولت مسوول نبود. مخصوصا در مورد چشم انداز بیست ساله ما کارهای کارشناسی بسیار عظیمی انجام دادیم و رفت خدمت رهبری و مجمع تشخیص مصلحت و مجمع هم بحث های مفصلی کرد و با نظراتی که رهبری داشت این مساله ابلاغ شد و بنده به صراحت می گویم که بالای هفتاد درصد مسایلی که مطرح شده کارهای کارشناسی است که ما صورت دادیم و در مجمع تشخیص مصلحت و نیز نزد رهبری هم مورد قبول قرار گرفت. این یک اصلی است که می تواند مبنا باشد یا سیاست های کلی.
خاتمي خاطرنشان كرد:"صحبت من این است که اتفاقا اگر ما به یک تفاهمی برسیم به همین می رسیم که معیارها و ملاک هایی وجود دارد که می تواند مبنای وحدت باشد ولی متاسفانه امروز این ها مورد توجه نیست. من به بزرگان هم گفتم. ما امروز نه تنها به سمت چشم انداز بیست ساله حرکت نمی کنیم بلکه کاملا از اهداف چشم انداز بیست ساله دور شدیم. این انحراف است. یا سیاست های کلی که در عرصه اقتصاد و دیگر عرصه ها وجود دارد، البته نه به این معنا که کاری نشده، تلاش شده ولی مهم این است که در عمل پایبندی وجود ندارد. کسانی هستند که سلایق خاص خود را دارند و به جای این معیارها که ممکن است اشتباه هم داشته باشد - وحی منزل که نیست - ولی این افراد سلایق خود را عین حقیقت، عین مصلحت و عین امنیت می بینند و به خودشان اجازه می دهند که با کسانی که با این سلایق سازگار نیستند، هر گونه رفتاری شود. ما اگر بخواهیم وحدت کنیم، معیار می تواند قانون اساسی باشد. در چشم انداز بیست ساله، سیاست های کلی که مورد تایید رهبری است و بسیاری مسایلی که در متن نظرات امام در موقع عرضه نظام و موقع بیان محتوای نظام داشته، می توان به وحدت نسبی رسید البته اگر غرض و مرض نباشد. به قول امام اگر در همین منشور برادری اگر هوا و هوس باشد، دیگر نمی توان آن را کاری کرد. یا اگر غرور و توهم وجود داشته باشد، کار مشکل می شود. "
خاتمی افزود: باید ببینیم که چه کسانی قانون را به نفع سلایق و علایق خود کنار می‌گذارند و آنها هستند که نباید محور همه کارهای جامعه باشند. نه به این معنی که از صحنه اجتماع بیرون بروند. کسانی هستند که قانون را قبول ندارند و سلایق خود را بر قوانین ترجیح می دهند. به خاطر به دست گرفتن امکانات، این سلایق را اعمال می کنند ولو به قیمت از دست رفتن سرمایه ها باشد. این افراد نباید محور کار باشند. حضورشان در جامعه، خوب است و من هم معتقدم که باید در یک فضای آزاد با رعایت موازین قانونی، آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی تشکل ها، همه باید در جامعه وجود داشته باشد و در یک کلام بگویم که ما در جامعه مان یک نظام داریم و یک قانون اساسی. هر کسی که پایبند عملی به قانون اساسی است و اعلام می کند که می خواهد در چارچوب قانون عمل کند هر چند که نظرات متفاوتی داشته باشد، او از همه حقوقی که برای یک شهروند در نظر گرفته شده، از جمله شرکت در انتخابات، رای دادن، رای گرفتن و ... باید برخوردار باشد. و اگر نیست یک انحراف از جریان است. چه برسد به این که کسانی می گویند نه تنها ملتزم به قانون اساسی هستیم، معتقد به قانون اساسی و معتقد به اصل نظام جمهوری اسلامی هستیم. این ها ممکن است حذف شوند از جامعه. من معتقدم کسی که معتقد هم نیست ولی در عمل ملتزم است، باید زمینه را فراهم کنیم که در جامعه فعال شود، حضور داشته باشد و از جامعه حذف نشود. اگر درست به قانون برگردیم و به خصوص کسانی که پاسدار و نگهبان قانونند، با سلیقه های خاص خود، قانون را تفسیر و تبیین نکنند، قانون اساسی را به نفع یک سلیقه و یک جریان دیگری کنار نگذارند یا تفسیر نکنند، بلکه کاملا بیطرفانه و با سعه صدر با مسایل برخورد کنند، قانون اساسی خود مهم ترین مبنایی است که می تواند در جامعه ما وحدت را در عین کثرت ایجاد کند.
ادامه گفت‌وگو به موضوع وحدت ملی و تفاهم ملی کشید ، خاتمی ابتدا این پرسش را مطرح کرد که باید ببینیم در مورد وحدتی که امروز گفته می شود، مراد از این وحدت چیست و چقدر عملی است و چقدر عملی نیست؟
رئيس دولت اصلاحات خاطر نشان كرد :اگر ملاک و معیار قانون باشد، وقتی که یک حادثه ای در جامعه ای رخ می دهد و یک طرف که اعتراض دارد کاملا محدود می شود، و جریان هایی می آیند و شروع می کنند مخالفینشان را به همه اتهامات متهم می کنند و این اتهامات واهی مبنای برخورد با افراد می شود، اصلا جایی برای بحث و گفت و گو و وحدت باقی نمی ماند. آنها می گویند وحدت یعنی این که هر کس که مطابق سلیقه ما نیست و هر کسی که به رفتار و روش ما اعتراض دارد باید به هر قیمتی که شده حذف شود و امکانات هم در اختیارشان قرار می گیرد و اعمال می شود. از طرف دیگر جریان دیگری که احساس می کند دلش برای اسلام می سوزد، برای انقلاب می سوزد، و اصلا نسبت به سرنوشت انقلاب و جامعه مسوول بوده و به همین دلیل در عرصه حضور به هم رسانده، متهم شده است به همه اتهاماتی که هیچ کدام را قبول ندارد، خب با چه کسی به وحدت برسد؟ اول باید اصولی را برای وحدت در نظر بگیریم. امروز در جامعه حوادثی رخ داده که بسیاری از آنها مطلوب نبوده و امروز کسانی که به هر حال هم تبلیغات و هم امکانات مختلف جامعه را در اختیار دارند می خواهند به جامعه القا کنند و تحمیل کنند که حوادثی که رخ داده عین حقیقت بوده و هر کس با این موضوع مخالفت کند مخالف اصل انقلاب است و با آن برخورد می کنند.
خاتمی افزود: اگر یک جریان و یک سلیقه همه فضا را به دست گیرد، طبعا وحدتی که می گوید همه کسانی که اعتقاداتی دارند، آن را کنار بگذارند، منطقی نیست. البته من قبول دارم که همیشه سواستفاده دشمن هست. همان جور که بعضی می گویند از کسانی که اعتراض دارند سواستفاده شده، بنده هم می توانم بگویم از کسانی که آن رفتارها را انجام دادند و می دهند و منجر به اعتراض مردم شد، سواستفاده شده است.دشمن از آن سواستفاده می کند. دشمن بدش نمی آید که به دنیا بگوید در جمهوری اسلامی آزادی نیست. در جمهوری اسلامی حقوق بشر زیر پا گذاشته می شود. در جمهوری اسلامی حتی اگر کسی معترض باشد که در فلان مقطعی مثل انتخابات مشکلاتی و انحرافاتی وجود داشته، با روش های سخت و خشن با او برخورد می شود. دشمن اتفاقا خیلی خوب از این موضوع سواستفاده می کند برای مشوه کردن چهره انقلاب مردمی ما. بنابراین اگر بر اساس نسبت دادن ها باشد،می توانیم بگوییم که مدعیان و مخالفان معترضان مدنی در مسیر هدف دشمن کار می کنند و طبعا دیگری هم می گوید که طرف مقابل در مسیر هدف دشمن کار می کند. این که رفتار و روش درستی نیست. با بلند کردن صدای نادرست، آن نادرست، درست نمی شود. شما اگر تمام امکانات رسانه ای و تبلیغی را در دست داشته باشید و یک حرف نادرستی را مدام فریاد بزنید، این فریاد زدن ها و جلوگیری از این که صدای دیگری شنیده شود، این حرف نادرست را درست نمی کند. شما بیایید وسایل ارتباط جمعی، را در اختیار مردم قرار دهید که همه بتوانند از آن استفاده کنند و صحبت کنند.
رییس جمهور سابق کشورمان گفت: ما نباید دایره را تنگ کنیم و یک جریان و یک گروه بگوید که من عین نظامم یا عین انقلابم و هر کس با من مخالف است، ضد انقلاب و ضد اسلام است و باید حذف شود یا ترور شخصیت شود و یا از صحنه خارج شود و یا جلوی حضور او در عرصه حاکمیت گرفته شود. این ها همه مخالف معیارهای حضرت امام است. اولا این که یک سلیقه خود را مبنای حق بداند، خلاف اسلام و خلاف عقل و خلاف روش و رفتار و سیره امام است. دوم این که بر فرض که یک سلیقه ای باشد که که ما معتقد باشیم که خارج از معیار و اصول است، ما حق نداریم که به هر قیمتی او را حذف کنیم و تا وقتی که کارش به براندازی منجر نشده است، کاملا احترام دارد و باید حضور داشته باشد و بعدا هم اگر بخواهد برخورد شود، باید کاملا در چارچوب قوانین و ضوابط باشد نه طبق سلیقه. اگر چنین امری وجود داشت در عین تایید تنوع و تکثر در جامعه، ما می توانستیم شاهد یک نوع وفاق پیرامون انقلاب، نظام و در جهت مصلحت کشور و مردم، با هم باشیم و به هر حال داوری را به عهده خود مردم بگذاریم که در شرایط خاص و آزاد و رقابتی بتوانند تصمیم بگیرند و به تصمیم مردم هم احترام بگذاریم.
وی خاطر نشان کرد: بنده معتقدم مشکل کار اینست که بعضی سلایق - با حسن نیت یا غیر حسن نیت - خود را عین انقلاب و اسلام می‌دانند و مخالفین خود را ضد اسلام و ضد انقلاب می دانند و خود را مجاز می دانند که هر گونه رفتاری با مخالفین خود داشته باشند. مهم این است که اگر این ها در جمهوری اسلامی ایران محور کار بشوند، مشکلاتی را ایجاد می کند که هم اکنون ایجاد شده است. حتی در زمینه های فکری و اعتقادی، میدان برای کسانی گشوده شده است که با اصول و پایه های اندیشه امام و انقلاب اسلامی سازگار نیستند و برای بسیار از کسانی که خود را از هر جهت وابسته به امام و انقلاب می دانند، محدودیت ها و محرومیت هایی ایجاد شده است. اینها مشکلاتی است که باید رفع شود و معتقدم که اولا بزرگان باید بپذیرند که در جامعه مشکل و بحران وجود دارد، ثانیا این که در عین حال که همه سلایق باید آزاد باشند، همه امکانات و مصونیت ها در اختیار یک سلیقه خاص که جز به حذف نمی اندیشد، قرار نگیرد و همه بتوانند صحبت کنند. آن وقت است که زمینه برای وحدت واقعی پیرامون اصول با وجود اختلاف نظرها و سلیقه هایی که مردم باید به آن رای بدهند، فراهم می آید و آن وقت ما می توانیم برگردیم به چارچوب های اصلی که مردم و امام و نظام جمهوری اسلامی می خواستند.
گفت‌وگوی سید محمد خاتمی با تاکید او اینگونه پایان یافت :به صراحت تأکید می‌کنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین و روشهای بی اساس که از سوی جریانی خاص دنبال می‌شود بزرگترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض‌اند.
پايان پيام

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 13:19  توسط روابط عمومی حزب | 
سيد محمد خاتمي:
 
حذف دلبستگان به انقلاب
بزرگترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است



بزرگان باید بپذیرند که در جامعه مشکل و بحران وجود دارد/نباید برای مردم تصمیم بگیریم و انتخاب و رای آنان را محدود کنیم/این جمهوری اسلامی امر بدیعی بود که امام مطرح کردند و مورد قبول مردم هم قرار گرفت.


ايلنا:رئيس دولت اصلاحات تاكيد كرد:حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین و روشهای بی اساس که از سوی جریانی خاص دنبال می شود بزرگ ترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض‌اند.
به گزارش ايلنا سيد محمد خاتمي به مناسبت سالروز صدور پیام روشنگرانه حضرت امام خمینی(س) مشهور به " منشور برادری " در گفت‌وگو با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، گفت: امام معتقد بودند که سلایق مختلف باید وجود داشته باشد. حتی به صراحت اعلام کردند که کسی که با اصل نظام مخالف است، او در این مملکت آزاد است و باید امنیتش تامین شود، مگر این که دست به سلاح ببرد یا توطئه‌ای کند که بخواهد به زیربنای نظام آسیب بزند که البته هیچ نظامی هم این را نمی‌پذیرد. این استثنایی است که امام مطرح می‌کنند. ایشان حتی برای مخالفان نظام و مخالفان فکری مبنای نظام هم حق حرمت و حق شهروندی و آزادی و امنیت قایل هستند.
رییس موسسه باران ادامه داد: در مساله "منشور برادری" امام یک دغدغه خاطری داشتند. در جامعه ما سلیقه‌های مختلفی وجود دارد. این سلیقه‌ها گاهی ناشی از اختلاف در اصول و مبانی است. یکی می گوید اسلام را قبول ندارم. یکی می گوید اسلام را قبول دارم، حکومت اسلامی را قبول ندارم. یکی می‌گوید هر دو را قبول دار. یا در مورد بعضی از مطالبی که امام مطرح کردند، مثل این که در صورت وجود مصلحت می‌توان احکام اولیه را هم به طور موقت تعطیل کرد؛ ممکن است کسی بگوید این قبیل موارد را قبول ندارم. این‌ها یک سلسله اختلافات اصولی است که در جامعه وجود دارد. دیگراینکه در اصول اختلاف نیست.مثلا همه کسانی که می گویند که انقلاب و اسلام را قبول داریم ولی یکی می گوید ملاک و معیاریرای من همین قانون اساسی است که مورد تایید امام و مردم است، دیگری ممکن است بخواهد فراتر از آن کار را انجام دهد. که البته باز معتقدم که کسی که می خواهد فراتر از قانون انجام بدهد تا حدی از اصول منحرف شده است. ولی به هر حال همه اسلام و انقلاب را قبول دارند و اختلاف سلیقه در شیوه اداره مملکت است که آن هم گاهی به مسایل روبنایی جامعه برخورد می کند و گاهی ممکن است کمی اصولی تر باشد. این اختلاف نظر هایی است که باز نمی خواهم در اینجا بحث کنم.
وي تاکید کرد که " آن‌را اساس نظام می‌داند ". گفت : ما نباید برای مردم تصمیم بگیریم. نباید انتخاب و رای مردم را محدود کنیم.
رییس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد: حاصل انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی است، که از یک سو سازگار با معیارهای دینی و فرهنگی جامعه ماست و از سوی دیگر، پاسخگوی نیازهای انسانی است که در این روزگار زندگی می‌کند و خواست‌ها، گرایش‌ها، دیدگاه‌ها و تمنیات خاص خود را دارد، این جمهوری اسلامی امر بدیعی بود که امام مطرح کردند و مورد قبول مردم هم قرار گرفت. ما به عنوان کسانی که هم انقلاب را قبول داریم، هم جمهوری اسلامی را که حاصل مبارک این انقلاب است، و نیز با توجه به این که امام سلسله جنبان این حرکت و رهبر این انقلاب بودند، مواضع، نظرات و دیدگاههای حضرت امام به عنوان یک معیار برای ما بسیار مهم است و اگر این ها را درست بشناسیم، شاید بسیاری از سوء تفاهم ها حل شود.
رئيس جمهور سابق كشورمان تاكيد كرد:ما همچنان بر سر حرف‌های اصلی خود هستیم. انقلاب اسلامی منشاء هویت ما است و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ایران و ماحصل مردمی ترین انقلاب تاریخ هم جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است و همانطور که از نام آن پیداست در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می‌کنیم،مدافع مردم رأی و حقوق اساسی آنان نیز هستیم. کسانی که به رأی مردم معتقد نیستند و حاضرند در رأی مردم تصرف کنند یا آن را نادیده انگارند، با انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه اند؛ این راه و رسم ما است و صحبت ما همواره این بوده و هست: بیاییم قانون اساسی را به درستی اجرا کنیم."
خاتمی ادامه داد :چرا امروز قانون اساسی زیر پا گذاشته می شود؟ مگر قانون اساسی حق فعالیت تشکل‌ها، اظهار نظر و حضور آزاد مردم را تصریح نکرده است؟ مگر ما با شیوه‌هایی که پیامبر(ص) و ائمه(ع) داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند؟ مگر حضرت امیرالمؤمنین(ع) با بدترین مخالفانش برخورد می‌کرد حتی اگر بدترین ناسزاها را می شنید؟ چرا به قانون اساسی عمل نمی‌شود؟ قانون اساسی رأی مردم و انتخابات آزاد و رقابتی را حق مسلم آحاد جامعه دانسته و وظیفه مسلم برای مسؤولان نظام را توجه و احترام و صیانت از این حق دانسته است. حال اگر کسی معترض باشد که این اصل درست پیاده نشده، جواب خود را باید با برخوردهای تند و غیرقانونی بگیرد؟
رییس جمهور سابق کشورمان خاطرنشان کرد: بیایید به قانون اساسی بازگردیم، البته در صورتی که تفسیرهای دل بخواهی از آن نشود و کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تأثیر و سیطره جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر این بازگشت صورت گرفت بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
خاتمی ادامه داد: اگر این مطالب را در نظر داشته باشیم، دید روشن‌تری به جمهوری اسلامی خواهیم داشت و می دانیم که از چه چیزی باید دفاع کنیم. اگر دیدیم که رای مردم مورد کم توجهی قرار گرفت، اگر دیدیم که اختیارات متناسب با مسوولیت ها در جامعه نبود، اگر دیدیم که دروغ رایج بود و به خصوص که دروغ به صورت رسمی مطرح شد، اگر دیدیم که حق و حرمت انسان‌ها نگه داشته نشد، اگر دیدیم که تداخل در قوای مختلف وجود داشت و نظایر این‌ها، می توانیم بگوییم که انحراف از معیارهای اصلی جمهوری اسلامی صورت گرفته است. البته همه آن چه گفته شد به صورت خلاصه تر و مشخص تر همان است که در قانون اساسی منعکس شده و مبنای کار ماست.
وي از اینکه اساس نظام در اختیار یک سلیقه خاص قرار بگیرد ابراز نگرانی کرد و اظهار داشت: وقتی اختلافی بین روحانیون در جامعه ایجاد شده بود، که اختلاف در سلیقه بود نه در اصول، امام آنجا تاکید کردند که این دو جریان باید وجود داشته باشد. حتی در زمان ایشان بود که یک جریان روحانی سیاسی در کنار یک جریان سیاسی ریشه دار در جامعه شکل گرفت و امام آن را مورد تایید قرار دادند. این مساله ای است که امروز هم مورد توجه ماست.
خاتمی در این گفت‌وگو به برخی مسایل رخ داده در ماه‌های گذشته اشاره کرد و گفت: در این زمینه برای این که دیدگاهمان نسبت به جمهوری اسلامی مشخص شود و این که اسلامی که در جمهوری اسلامی مطرح شد و جمهوریتی که در جمهوری اسلامی مطرح شد، چه خصوصیاتی دارد، در این موقعیت ما چه مشکلاتی داریم و کجای کارمان با آن جمهوریت و کجای کارمان با آن اسلامیت سازگار نیست، خوب است که ملاک و معیار را خود امام قرار بدهیم و برای این کار دو مقطع مهم از حیات امام بسیار اهمیت دارد که ما بتوانیم راه را از چاه تشخیص دهیم.
وی افزود : اگر ما زندگی امام را از آستانه انقلاب تا زمان وفاتشان به سه مرحله تقسیم کنیم، یک مرحله هنگامی است که امام در حال عرضه کردن نظامی هستند که مورد نظر انقلاب است. مردم، آزادی، استقلال و عدالت می خواهند. از استبداد و استعمار رنجیده اند. از بداخلاقی ها و بی فضیلتی هایی که در جامعه حاکم است، زده شده اند و در تاریخشان در طول صد سال، استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت می‌خواستند و نیز خواستار حاکمیت بر سرنوشت خود بودند، در این زمینه انقلابی رخ داده و امام نظامی را عرضه می‌دارند که باید به آن رسید. یعنی درست در آستانه انقلاب و چند ماه پیش از وقوع پیروزی انقلاب، امام، جمهوری اسلامی را عرضه و پیشنهاد می‌کنند. مطالبشان هم بسیار روشن است. جمهوری اسلامی که مطرح شد، بعضی می گفتند بدعت در اسلام است که البته چنین نیست، بعضی می‌گفتند که این قید اسلامیت یک چیز انحرافی است و فقط باید جمهوری باشد.
رئيس دولت اصلاحات تصريح كرد: امام به عنوان پیشوای این مکتب، جمهوری اسلامی را عرضه می‌دارند. باید روی این مطلب کار شود که امام در ذهنش چه بود و چه چیزی را عرضه داشت. با کمال تاسف دیده می شود که بعد از رحلت امام گفته شد که امام چیزی را عرضه کرد که مورد عقیده اش نبود و برای اسکات دنیا و این که حرف و حدیثی نباشد این نظرات را ارایه کردند که به این معنی است که امام برای گول زدن دنیا مطلبی را مطرح کرده ولی نظرش چیز دیگری بوده. این چیزی است که به امام نمی چسبد. امام با مردم بسیار صریح و صادق بودند و بر اساس اعتقاداتشان صحبت می کردند. برای نمونه می توانید مصاحبه ها و سخنرانی هایی که داشتند، ببینید. وقتی پرسیده می شود که جمهوری چیست؟ پاسخ می دهند همین جمهوری که در دنیا هست.
وی ادامه داد: این مساله بسیار مهمی است. آنچه که دنیا به آن رسیده، دستاورد بسیار مهمی است. یعنی حکومت ها برآمده از مردم اند. تعیین کننده، رای مردم است. قوای مختلف و منفک از هم وجود دارند. مسوولیت ها مشخص است و هیچ قدرت و اختیار غیر مسوولی وجود ندارد. محور و مدار خود مردم اند. رضایت مردم بسیار مهم است. جمهوری به معنی حکومت مردم بر سونوشت خویش است.
رییس جمهور سابق کشور اضافه کرد: امام می گفتند این جمهوری در عین حال می خواهیم اسلامی باشد ، یعنی از ارزشهای متعالی دینی پیروی کند و مصداق آنرا نیز حکومت صدر اسلام و بخصوص شیوه و روش حکومتی امیرالمومنین امام علی (ع)معرفی می‌کردند .
خاتمی تصریح می کند: از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی در ایران بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایه های اجتماعی کشور بوده است. آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار داده اند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با بخشی از معیارهای مسلم انسانی و اخلاقی، بی اعتنا به رأی مردم و حتی بی اعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده می شود؟
رییس موسسه باران در ادامه به اقدامات و پیام های ارزشمند امام در سالهای آخر عمرشان اشاره کرد و گفت: درسال های آخر حیات پربرکت حضرت امام ایشان با شتاب بیشتری مواردی را مطرح می کنند و بیشتر هم درمورد وضعیت سیاسی جامعه است و بینش و دیدگاه اسلامی که باید حاکم باشد که دقیقا یک دیدگاه ضد تحجر، آزاد اندیش و دیدگاهی که معتقد است اسلام را باید به گونه ای فهمید که در دنیای پیچیده کنونی، مشکلات انسان را حل کند. باید به گونه ای مطرح شود که انسان ها زده نشوند و مسایل دیگری که هست. امام تعبیری دارند که خون دلى که پدر پیرتان از متحجر ان خورده است هرگز از فشارها و سختیهاى دیگران نخورده است.
وي ادامه داد:بنابراین برای این که ما شناختی داشته باشیم از مساله، دو مقطع حیات امام برای شناخت وضعیت و تکلیف خودمان در اینجا، مهم است. یکی وقتی که امام در حال عرضه نظامی هستند که مد نظر دارند و دیگری زمانی که می خواهند محتوای این نظام را به خصوص از نظر دینی و ارزشی مشخص کنند. این دو مقطع بخصوص در ماه های قبل از پیروزی انقلاب و نیز سالهای آخر عمر امام بروز و ظهور دارد. البته یک مقطع چند ساله هم در این میان وجود دارد و آن وقتی است که نظام مستقر می شود و امام به عنوان رهبر مردم و نظام کار می کنند. آن هم مراحل مختلفی دارد. یکی آنچه که به قاعده است یعنی این که حتما باید رفراندوم شود که مردم چه نظامی می خواهند. دوم این که قانون اساسی را خبرگانی که منتخب مردمند باید بنویسند. یعنی باز رای مردم در تدوین اساسنامه نظامشان مشخص باشد. سوم همین پیش نویس تدوین شده توسط خبرگان منتخب مردم، باز هم باید به رای مردم برسد. این امام است که رهبری می کند. این که می گوید میزان رای ملت است، اینجاست. یعنی یقینا اگر مردم می گفتند جمهوری اسلامی را نمی خواهند، امام با این که آن را حق می دانست، آن را بر مردم تحمیل نمی کرد. در رفراندوم هم اگر اشکالی می شد، حتما می گفتند که نظر مردم را تامین کنید. و سوم تلاش امام برای این که تمام ارکان نظام طبق این نظامنامه‌ای که به تصویب مردم رسیده و مورد تایید خود ایشان هم بوده، شکل بگیرد. "
خاتمی بار دیگر به موضوع بازگشت به قانون اساسی اشاره کرد و گفت: شما هیچ انقلابی را سراغ ندارید که کمتر از یک سال از عمرش گذشته باشد و قانون اساسی آن مشخص شده و تمام ارکان وقوای آن بر اساس قانون مستقر شده باشد. رییس جمهورش تعیین شده باشد. قوه قضاییه اش مشخص شده باشد و البته مجلسش در اسفند 58 مستقر شد. یعنی یک ماهی بعد از اولین سالگرد پیروزی انقلاب. یعنی در واقع وقتی یک سال از انقلاب گذشته بود که همه ارکان نظام شکل گرفته بود و حتی امام اختیارات ولی فقیه را که اختیارات وسیعی می دانست درون قانون اساسی قرار داد و به رای مردم رساند تا در چارچوب قانون قرار گیرد. یا رفتارهایی که امام داشتند، از جمله همین "منشور برادری" یا "فرمان هشت ماده ای" و مسایل دیگری که بود. یا دغدغه خاطر او برای انتخابات که در بحران جنگ و بمباران و ... انتخابات را تعطیل نکردند و این که در انتخابات نظر مردم تامین شود. وقتی در انتخابات اختلاف نظر پیش آمد، امام به نفع مردم موضع می گرفتند بدون این که دخالت کنند. یعنی داور بی طرفی می‌گذاشتند که جریان را بررسی کنند و ماجرا آن گونه که واقع شده، تحقق پیدا کند و طرفین دعوا به نحوی قانع شوند و به نفع مردم اختلاف خاتمه پیدا کند. یک زمانی صحبتی پیش آمده بود که مردم عوام هستند و علما باید برای مردم تصمیم بگیرند. امام در پاسخ این مطلب فرمودند که در گذشته می گفتند که علما در سیاست دخالت نکنند، امروز می گویند کسی جز علما در سیاست دخالت نکند که این بدتر از اولی است. چون در قسمت اول فقط یک قشر و صنف از جامعه را محروم می کردند ولی در قسمت دوم می خواهند همه جامعه را به نفع یک قشر محروم کنند. این تعبیر امام بود.
خاتمي‌ يادآور شد: البته در این دوره‌ی چندین ساله، استثناهایی هم وجود دارد. امام، رهبر و مسوول یک نظام بود. شرایط عجیبی مثل جنگ و ترور وجود داشت و مسایلی پیش آمد که استثنا بود. یعنی در شرایط استثنایی ممکن است اقدامی صورت گرفته باشد که با قانون اساسی یا مسایل دیگر سازگار نباشد و البته در سال 67 وقتی نمایندگان مجلس نامه ای به امام نوشتند و برخی موارد خلاف قانون اساسی را که در جامعه ما وجود داشت، تذکر دادند. امام صراحتا در تاریخ 7 /9/ 1367 گفتند : «...ان شاء اللَّه تصمیم دارم در تمام زمینه‏ها وضع به صورتى درآید که همه طبق قانون اساسى حرکت کنیم. آنچه در این سالها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا مى‏کرد تا گره‏هاى کور قانونى سریعاً به نفع مردم و اسلام باز گردد.
وي اضافه کرد: حضرت امام تاکید کردند که حرکت کنیم؛ نه این که حرکت کنند بلکه برگردیم. یعنی خود امام هم جزو مجموعه ای بود که باید به قانون برگردند. اگر این سه مرحله را در نظر بگیریم، مرحله اول که عرضه نظام است. مرحله دوم بیشتر مساله محتوا به خصوص محتوای دینی و وضعیت سیاسی در دو سه سال آخر عمرشان بیان می شود. و مرحله سوم در طول این مدت است که رهبری می کردند، قواعدی وجود دارد که تایید کننده همان دو مرحله اول است. استثناهایی هم وجود دارد که امام فرمودند: مربوط به مواقع بحرانی و غیرعادی است . یکی از مشکلاتی که بعد از امام بود، این بود که برخی از این استثناها قاعده شدند و قاعده که عبارت است از قانون اساسی به محاق تعطیل و کم اعتنایی کشیده شد و این یکی از مسایلی بود که هنوز هم تا حدودی وجود دارد و باید مورد توجه قرار گیرد.
خاتمی در پاسخ به این سئوال که چرا هنوز به یک وفاق در مفاهیم اساسی مانند منافع ملی و... در جامعه نرسیده‌ایم گفت: قبول دارم که هنوز یک دید استراتژیک در مورد منافع ملی و مصالح ملی و امنیت ملی در جامعه ما بطور کامل و جامع ایجاد نشده است و این وظیفه ای بوده که باید خود حکومت و ارکان مختلف آن در این زمینه به تفاهم برسند. بنابراین بیشتر سلایق است که این تعریف ها را تعیین می کنند. افرادی که این سلایق را دارند ممکن است از لحاظ مقام و امکانات متفاوت باشند. این یک مشکلی است که اتفاقا اگر بیاییم این دعواهای سیاسی موردی را کنار بگذاریم و عقلای قوم بنشینند و به تفاهمی در زمینه مصالح ملی، امنیت ملی و اموری نظیر این ها برسند، ممکن است خیلی زود هم به نتایجی برسند و مسایل فرعی آنها را منحرف نکند. این حتی می تواند راهی باشد برای برون رفت از بحران کنونی.
وی همچنین گفت: در زمینه تحقق و رسیدن به این ساز و کار گام های خوبی در این زمینه برداشته شده. یکی تدوین سیاست های کلی است که خود می تواند مبنا قرار بگیرد. یا مهم تر و عینی تر از آن چشم انداز بیست ساله است که می دانید که هر دوی این امور در دوره دولت من جدی شد. البته فقط دولت مسوول نبود. مخصوصا در مورد چشم انداز بیست ساله ما کارهای کارشناسی بسیار عظیمی انجام دادیم و رفت خدمت رهبری و مجمع تشخیص مصلحت و مجمع هم بحث های مفصلی کرد و با نظراتی که رهبری داشت این مساله ابلاغ شد و بنده به صراحت می گویم که بالای هفتاد درصد مسایلی که مطرح شده کارهای کارشناسی است که ما صورت دادیم و در مجمع تشخیص مصلحت و نیز نزد رهبری هم مورد قبول قرار گرفت. این یک اصلی است که می تواند مبنا باشد یا سیاست های کلی.
خاتمي خاطرنشان كرد:"صحبت من این است که اتفاقا اگر ما به یک تفاهمی برسیم به همین می رسیم که معیارها و ملاک هایی وجود دارد که می تواند مبنای وحدت باشد ولی متاسفانه امروز این ها مورد توجه نیست. من به بزرگان هم گفتم. ما امروز نه تنها به سمت چشم انداز بیست ساله حرکت نمی کنیم بلکه کاملا از اهداف چشم انداز بیست ساله دور شدیم. این انحراف است. یا سیاست های کلی که در عرصه اقتصاد و دیگر عرصه ها وجود دارد، البته نه به این معنا که کاری نشده، تلاش شده ولی مهم این است که در عمل پایبندی وجود ندارد. کسانی هستند که سلایق خاص خود را دارند و به جای این معیارها که ممکن است اشتباه هم داشته باشد - وحی منزل که نیست - ولی این افراد سلایق خود را عین حقیقت، عین مصلحت و عین امنیت می بینند و به خودشان اجازه می دهند که با کسانی که با این سلایق سازگار نیستند، هر گونه رفتاری شود. ما اگر بخواهیم وحدت کنیم، معیار می تواند قانون اساسی باشد. در چشم انداز بیست ساله، سیاست های کلی که مورد تایید رهبری است و بسیاری مسایلی که در متن نظرات امام در موقع عرضه نظام و موقع بیان محتوای نظام داشته، می توان به وحدت نسبی رسید البته اگر غرض و مرض نباشد. به قول امام اگر در همین منشور برادری اگر هوا و هوس باشد، دیگر نمی توان آن را کاری کرد. یا اگر غرور و توهم وجود داشته باشد، کار مشکل می شود. "
خاتمی افزود: باید ببینیم که چه کسانی قانون را به نفع سلایق و علایق خود کنار می‌گذارند و آنها هستند که نباید محور همه کارهای جامعه باشند. نه به این معنی که از صحنه اجتماع بیرون بروند. کسانی هستند که قانون را قبول ندارند و سلایق خود را بر قوانین ترجیح می دهند. به خاطر به دست گرفتن امکانات، این سلایق را اعمال می کنند ولو به قیمت از دست رفتن سرمایه ها باشد. این افراد نباید محور کار باشند. حضورشان در جامعه، خوب است و من هم معتقدم که باید در یک فضای آزاد با رعایت موازین قانونی، آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی تشکل ها، همه باید در جامعه وجود داشته باشد و در یک کلام بگویم که ما در جامعه مان یک نظام داریم و یک قانون اساسی. هر کسی که پایبند عملی به قانون اساسی است و اعلام می کند که می خواهد در چارچوب قانون عمل کند هر چند که نظرات متفاوتی داشته باشد، او از همه حقوقی که برای یک شهروند در نظر گرفته شده، از جمله شرکت در انتخابات، رای دادن، رای گرفتن و ... باید برخوردار باشد. و اگر نیست یک انحراف از جریان است. چه برسد به این که کسانی می گویند نه تنها ملتزم به قانون اساسی هستیم، معتقد به قانون اساسی و معتقد به اصل نظام جمهوری اسلامی هستیم. این ها ممکن است حذف شوند از جامعه. من معتقدم کسی که معتقد هم نیست ولی در عمل ملتزم است، باید زمینه را فراهم کنیم که در جامعه فعال شود، حضور داشته باشد و از جامعه حذف نشود. اگر درست به قانون برگردیم و به خصوص کسانی که پاسدار و نگهبان قانونند، با سلیقه های خاص خود، قانون را تفسیر و تبیین نکنند، قانون اساسی را به نفع یک سلیقه و یک جریان دیگری کنار نگذارند یا تفسیر نکنند، بلکه کاملا بیطرفانه و با سعه صدر با مسایل برخورد کنند، قانون اساسی خود مهم ترین مبنایی است که می تواند در جامعه ما وحدت را در عین کثرت ایجاد کند.
ادامه گفت‌وگو به موضوع وحدت ملی و تفاهم ملی کشید ، خاتمی ابتدا این پرسش را مطرح کرد که باید ببینیم در مورد وحدتی که امروز گفته می شود، مراد از این وحدت چیست و چقدر عملی است و چقدر عملی نیست؟
رئيس دولت اصلاحات خاطر نشان كرد :اگر ملاک و معیار قانون باشد، وقتی که یک حادثه ای در جامعه ای رخ می دهد و یک طرف که اعتراض دارد کاملا محدود می شود، و جریان هایی می آیند و شروع می کنند مخالفینشان را به همه اتهامات متهم می کنند و این اتهامات واهی مبنای برخورد با افراد می شود، اصلا جایی برای بحث و گفت و گو و وحدت باقی نمی ماند. آنها می گویند وحدت یعنی این که هر کس که مطابق سلیقه ما نیست و هر کسی که به رفتار و روش ما اعتراض دارد باید به هر قیمتی که شده حذف شود و امکانات هم در اختیارشان قرار می گیرد و اعمال می شود. از طرف دیگر جریان دیگری که احساس می کند دلش برای اسلام می سوزد، برای انقلاب می سوزد، و اصلا نسبت به سرنوشت انقلاب و جامعه مسوول بوده و به همین دلیل در عرصه حضور به هم رسانده، متهم شده است به همه اتهاماتی که هیچ کدام را قبول ندارد، خب با چه کسی به وحدت برسد؟ اول باید اصولی را برای وحدت در نظر بگیریم. امروز در جامعه حوادثی رخ داده که بسیاری از آنها مطلوب نبوده و امروز کسانی که به هر حال هم تبلیغات و هم امکانات مختلف جامعه را در اختیار دارند می خواهند به جامعه القا کنند و تحمیل کنند که حوادثی که رخ داده عین حقیقت بوده و هر کس با این موضوع مخالفت کند مخالف اصل انقلاب است و با آن برخورد می کنند.
خاتمی افزود: اگر یک جریان و یک سلیقه همه فضا را به دست گیرد، طبعا وحدتی که می گوید همه کسانی که اعتقاداتی دارند، آن را کنار بگذارند، منطقی نیست. البته من قبول دارم که همیشه سواستفاده دشمن هست. همان جور که بعضی می گویند از کسانی که اعتراض دارند سواستفاده شده، بنده هم می توانم بگویم از کسانی که آن رفتارها را انجام دادند و می دهند و منجر به اعتراض مردم شد، سواستفاده شده است.دشمن از آن سواستفاده می کند. دشمن بدش نمی آید که به دنیا بگوید در جمهوری اسلامی آزادی نیست. در جمهوری اسلامی حقوق بشر زیر پا گذاشته می شود. در جمهوری اسلامی حتی اگر کسی معترض باشد که در فلان مقطعی مثل انتخابات مشکلاتی و انحرافاتی وجود داشته، با روش های سخت و خشن با او برخورد می شود. دشمن اتفاقا خیلی خوب از این موضوع سواستفاده می کند برای مشوه کردن چهره انقلاب مردمی ما. بنابراین اگر بر اساس نسبت دادن ها باشد،می توانیم بگوییم که مدعیان و مخالفان معترضان مدنی در مسیر هدف دشمن کار می کنند و طبعا دیگری هم می گوید که طرف مقابل در مسیر هدف دشمن کار می کند. این که رفتار و روش درستی نیست. با بلند کردن صدای نادرست، آن نادرست، درست نمی شود. شما اگر تمام امکانات رسانه ای و تبلیغی را در دست داشته باشید و یک حرف نادرستی را مدام فریاد بزنید، این فریاد زدن ها و جلوگیری از این که صدای دیگری شنیده شود، این حرف نادرست را درست نمی کند. شما بیایید وسایل ارتباط جمعی، را در اختیار مردم قرار دهید که همه بتوانند از آن استفاده کنند و صحبت کنند.
رییس جمهور سابق کشورمان گفت: ما نباید دایره را تنگ کنیم و یک جریان و یک گروه بگوید که من عین نظامم یا عین انقلابم و هر کس با من مخالف است، ضد انقلاب و ضد اسلام است و باید حذف شود یا ترور شخصیت شود و یا از صحنه خارج شود و یا جلوی حضور او در عرصه حاکمیت گرفته شود. این ها همه مخالف معیارهای حضرت امام است. اولا این که یک سلیقه خود را مبنای حق بداند، خلاف اسلام و خلاف عقل و خلاف روش و رفتار و سیره امام است. دوم این که بر فرض که یک سلیقه ای باشد که که ما معتقد باشیم که خارج از معیار و اصول است، ما حق نداریم که به هر قیمتی او را حذف کنیم و تا وقتی که کارش به براندازی منجر نشده است، کاملا احترام دارد و باید حضور داشته باشد و بعدا هم اگر بخواهد برخورد شود، باید کاملا در چارچوب قوانین و ضوابط باشد نه طبق سلیقه. اگر چنین امری وجود داشت در عین تایید تنوع و تکثر در جامعه، ما می توانستیم شاهد یک نوع وفاق پیرامون انقلاب، نظام و در جهت مصلحت کشور و مردم، با هم باشیم و به هر حال داوری را به عهده خود مردم بگذاریم که در شرایط خاص و آزاد و رقابتی بتوانند تصمیم بگیرند و به تصمیم مردم هم احترام بگذاریم.
وی خاطر نشان کرد: بنده معتقدم مشکل کار اینست که بعضی سلایق - با حسن نیت یا غیر حسن نیت - خود را عین انقلاب و اسلام می‌دانند و مخالفین خود را ضد اسلام و ضد انقلاب می دانند و خود را مجاز می دانند که هر گونه رفتاری با مخالفین خود داشته باشند. مهم این است که اگر این ها در جمهوری اسلامی ایران محور کار بشوند، مشکلاتی را ایجاد می کند که هم اکنون ایجاد شده است. حتی در زمینه های فکری و اعتقادی، میدان برای کسانی گشوده شده است که با اصول و پایه های اندیشه امام و انقلاب اسلامی سازگار نیستند و برای بسیار از کسانی که خود را از هر جهت وابسته به امام و انقلاب می دانند، محدودیت ها و محرومیت هایی ایجاد شده است. اینها مشکلاتی است که باید رفع شود و معتقدم که اولا بزرگان باید بپذیرند که در جامعه مشکل و بحران وجود دارد، ثانیا این که در عین حال که همه سلایق باید آزاد باشند، همه امکانات و مصونیت ها در اختیار یک سلیقه خاص که جز به حذف نمی اندیشد، قرار نگیرد و همه بتوانند صحبت کنند. آن وقت است که زمینه برای وحدت واقعی پیرامون اصول با وجود اختلاف نظرها و سلیقه هایی که مردم باید به آن رای بدهند، فراهم می آید و آن وقت ما می توانیم برگردیم به چارچوب های اصلی که مردم و امام و نظام جمهوری اسلامی می خواستند.
گفت‌وگوی سید محمد خاتمی با تاکید او اینگونه پایان یافت :به صراحت تأکید می‌کنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین و روشهای بی اساس که از سوی جریانی خاص دنبال می‌شود بزرگترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض‌اند.
پايان پيام

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 13:17  توسط روابط عمومی حزب | 

سید محمدخاتمی:

 در دوره فتنه بايد به قرآن تمسك جست


خانه هنرمندان شنبه شب به مناسبت ولادت امام رضا(ع) ميزبان گروهي از هنرمندان و علماي ديني از جمله سيدمحمد خاتمي رييس جمهوري پيشين كشورمان بود تا جوايز پنجمين دوره اخلاق و نيايش به برگزيدگان اهدا شود . 

اين مراسم با سخنراني احمد مسجد جامعي آغاز شد و دو اپيزود از نمايش مسافران به كارگرداني محمد رحمانيان نيز با بازي مونا احمدي و افشين هاشمي اجرا شد تا پس از اهداي جوايز نوبت به سخنراني سيد محمد خاتمي برسد. 

سيد محمد خاتمي در بخشي از سخنانش گفت: كساني كه خود را محور عالم مي‌دانند و داراي خصلتي هستند كه مي‌پندارند در صورتي مي‌توانند باشند كه ديگري نباشد و اين ديگري يا بايد تسليم توهم آنها شود يا از ميان برخيزد، اهل گفت‌وگو نيستند و اگر زور پيدا كنند زور را به جاي منطق مي‌نشانند. اين افراد نه تنها در مسير گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها مشكل ايجاد مي‌كنند بلكه در داخل يك فرهنگ نيز با رفتارهاي خود سبب مي‌شوند عرصه زندگي بر انسان‌ها تنگ و تنگ‌تر شود. 

خاتمي در شروع سخنراني‌اش پس از تبريك ولادت امام رضا (ع) به تاخير در برگزاري مراسم كه همه ساله در سال روز تولد امام حسن (ع) برگزار مي‌شد ، اشاره كرد و سپس به قدرداني از احمد مسجد جامعي پرداخت و گفت : بركات وجودي ايشان در زمان تصدي مسووليت رسمي هم بسيار زياد بود، اما گاهي ناديده انگاشته و حتي گاهي خلاف آن برداشت مي‌شد، اما كسي كه براي خدا كار مي‌كند منتظر نمي‌ماند ببيند در عرصه رسمي چگونه با او برخورد مي‌كنند؛ كاري كه براي خدا انجام مي‌شود پاداشش را نيز از جانب خدا مي‌گيرد. 

وي با اشاره به اين كه در دوره فتنه بايد به قرآن تمسك جست ، گفت : البته هميشه نيازمند تمسك به قرآن هستيم؛ به ويژه طبق رواياتي كه از پيامبر بزرگوارمان بر جاي مانده، در زمان فتنه، تمسك به قرآن و رجوع به آن بايد بيشتر باشد؛ بنابراين در جهان پر از فتنه‌اي كه در آن به سر مي بريم و اين جا و آن جا را فتنه فراگرفته است ، نياز ما به رجوع به قرآن بيش از هر زمان ديگري است. 

خاتمي به سفرش در سال 79 به شهر وايمار آلمان زادگاه گوته شاعر بزرگ آلماني كه فرار بوده دو لوح سنگي از شعر گوته و حافظ نصب شود ، اشاره كرد گفت : آنچه در وايمار رخ داد نه تنها امكان گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها بود بلكه تاكيدي بر لزوم گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها در دنيايي پر از دروغ ، نيرنگ و كينه‌توزي كه در آن به سر مي‌بريم، بود. 

وي سپس به موضوع گفت‌و‌گو و كساني كه اهل گفت‌و‌گو هستند پرداخت و گفت : گفت‌وگو توسط كساني موثراست كه اهل فكر و متواضع باشند و تصور نكنند هر چيز كه آنها مي‌گويند، عين حقيقت است و وجود خود را در نفي وجود ديگري نبينند. 

رئيس دولت اصلاحات تاكيد كرد: كساني كه خود را محور عالم مي‌دانند و در اين زمينه دچار توهماتي هستند و اين توهمات را عين حقيقت مي‌پندارند، هم‌چنين داراي خصلتي هستند كه مي‌پندارند در صورتي مي‌توانند باشند كه ديگري نباشد و اين ديگري يا بايد تسليم توهم آنها شود يا از ميان برخيزد، اهل گفت‌وگو نيستند و اگر زور پيدا كنند زور را به جاي منطق مي‌نشانند. اين افراد نه تنها در مسير گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها مشكل ايجاد مي‌كنند بلكه در داخل يك فرهنگ نيز با رفتارهاي خود سبب مي‌شوند عرصه زندگي بر انسان‌ها تنگ و تنگ‌تر شود. 

خاتمي به خاطره‌اي از سفر به آلمان و حضورش در يك ميزگرد اشاره كرد و گفت : بعد از مراسم پرده‌برداري از لوح‌هاي مربوط به اشعار حافظ و گوته در اين شهر كه با حضور نخست‌وزير سابق آلمان برگزار شد، در ميزگردي با حضور تعدادي از متفكران و انديشمندان شركت كرديم كه در آن نسبت دين و عقل و دين و سياست مورد بررسي قرار گرفت. 

وي ادامه داد: در آنجا يكي از انديشمندان مسيحي حاضر از من سوال كرد ما در مسيحيت مي‌توانيم انجيل را نقد كنيم آيا شما عالمان ديني نيز مي‌توانيد و حاضريد قرآن را نقد كنيد، من خطاب به وي يادآور شدم يك تفاوت اساسي در اينجا وجود دارد و آن اين است كه انجيل يا انجيل‌هايي كه وجود دارند بعد از حضرت عيسي(ع) تدوين شده‌اند؛ به طوري كه عنوان مي‌شود اين كتاب آسماني برداشت انساني بزرگواراني است كه آن را تدوين كرده‌اند اما در مورد قرآن بنا بر اتفاق نظر همه مسلمانان و گزارش‌گران تاريخي غيرمسلمان، مي‌توان گفت كلامي است كه از سوي پيامبر(ص) آمده و همان لحظه اعلام، كتابت شده است؛ اگر چه تدوين آن در دوران خليفه سوم مسلمانان انجام شده ولي اين مساله لطمه‌اي به اصل قضيه نمي‌زند. 

وي در ادامه با يادآوري اين كه بر اساس روايت، قرآن بطن دارد و بطن آن، بطون ديگر و اين امر تا هفت بطن ادامه دارد، بر اين نكته تاكيد كرد كه اين بطون قرآن توسط تاويل‌گراني كه عالم به آن باشند، بايد تعريف شود. 

خاتمي در ادامه با يادآوري اين كه قرآن به ظاهرش منحصر نيست، يادآور شد: قرآن فراتر از ظاهر است. جفاي بزرگي به قرآن شده كه بايد آن را از ناحيه ظاهرپرستان و سطحي‌نگران دانست كه همه فهم خود از اين كتاب آسماني را در ظاهري كه برخاسته از ديدگاه‌هاي سطحي‌شان است خلاصه كرده‌اند. وي در ادامه با ابراز تاسف نسبت به اين‌كه ظاهرپرستان مبناي نظم و انتظام امور در جامعه قرار گيرند، گفت: در اين حالت آنها هر ديدگاهي را كه هماهنگ با خود نبينند، برنمي‌تابند. 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 6:58  توسط روابط عمومی حزب | 

امیر طاهر خانی در گفتگو با فرارو مطرح کرد:

شکایت از احمدی نژاد

 در دستور کار فراکسیون خط امام(ره) مجلس

 

فرارو- یک عضو فراکسیون اقلیت مجلس با اشاره به بحث شکایت 100 نماینده حامی دولت از میر حسین موسوی با بیان اینکه همه کسانی که در ایجاد شرایط فعلی نقش داشتند باید پاسخگو باشند گفت: «شکایت از احمدی نژاد در فراکسیون اقلیت در دست بررسی است چرا که ایشان هم در این جریانات مقصر بوده اند.»

پس از این که حمید رسایی نماینده حامی دولت در مجلس از شکایت 100 نماینده از میرحسین موسوی خبر داد و محسنی اژه ای دادستان کل کشور نیز این خبر را تائید نمود، یکی از سایت های وابسته به دولت امروز ادعا کرد که نمایندگان اصلاح طلب مجلس نیز قصد دارند از احمدی نژاد شکایت کنند.

سایت پرچم در این باره نوشت؛ اين تصميم در جلسه كميسيون اقليت پيش از تعطيلات گرفته شده و قرار است با بازگشت نمايندگان مجلس به سمت اجرايي شدن گام بردارد.

امیر طاهر خانی نماینده تاکستان و عضو فراکسیون اقلیت مجلس در اینباره به "خبرنگار فرارو" گفت: «بحث هایی در این باره وجود داشت، قاعدتا اگر قرار است کسی محاکمه شود باید همه مسائل در نظر گرفته شود.»

وی با اشاره به رفتار احمدی نژاد در مناظره های تلوزیونی افزود: «آنهایی که مسبب به وجود آمدن حوادث پس از انتخابات شدند باید مورد توجه قرار گیرند اولین جرقه ی اختلافات در مناظره تلویزیونی احمدی نژاد و موسوی زده شد.»

وی ادامه داد: «در آن جلسه بحث های غیر اخلاقی مطرح شد که حساسیت جامعه را بر انگیخت ودر ادامه نیز تبلیغات غیر اخلاقی بر مبنای آن مناظره صورت گرفت.»

این نماینده اصلاح طلب با اشاره به شکایت 100 نماینده اصولگرا از موسوی گفت: «اگر قرار است موضوعی بررسی شود باید همه حوادث مورد توجه قرار گیرد و همه کسانی که در ایجاد وضعیت موجود تاثیر گذاشتند باید جوابگو باشند.»

طاهر خانی افزود: «اگر قرار است کسی محاکمه شود اشکالی ندارد ولی باید همه عوامل ایجاد این وضعیت محاکمه شوند. چون همه در برابر قانون مساوی هستند. اگر لازم باشد فراکسیون اقلیت از احمدی نژاد شکایت خواهد کرد.»

وی با اشاره به این که در بین نمایندگان اقلیت این بحث مطرح شده است اظهار داشت: «تا به حال بحثی راجع به این قضیه به صورت مبسوط در جلسه فراکسیون صورت نگرفته است و فقط این قضیه در بین نمایندگان اصلاح طلب مطرح است.»

طاهر خانی در پایان تاکید کرد: «شکایت از احمدی نژاد در فراکسیون اقلیت در دست بررسی است چرا که ایشان هم در این جریانات مقصر بوده اند.»

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 6:56  توسط روابط عمومی حزب | 
سیدمحمد خاتمی:
ما همچنان
 
در مقام نقد قدرت موجود
 
باقی می‌مانیم
 

باید پذیرفت که در جامعه بحران به وجود آمده است/عده‌ای جز به خشونت نمی‌اندیشند و عمل نمی‌کنند/برخی افراد، انحرافات بوجود آمده را عین نظام قلمداد می‌کنند/امام همواره بر حضور و فعالیت گرایش‌ها و سلایق مختلف اصرار داشتند/طبق فرمان امام، هیچ کس حتی دستگاههای امنیتی ، حق تجسس در امور شخصی افراد را ندارد

 

باران:

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با مروری بر اعتقادات و منش امام راحل، اعتقاد راسخ معمار کبیر انقلاب اسلامی بر عدم تجسس در امور شخصی مردم و ایمن بودن افرادی که حتی به نظام و خدا اعتقاد ندارند تا زمانی که دست به سلاح نبردند را یادآور شد و نسبت به خطای تحلیل شرایط موجود کشور هشدار داد.
به گزارش روابط عمومی دفتر خاتمی، اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با رییس بنیاد باران دیدار و گفت‌و‌گو کردند.
در این دیدار پس از بیان دغدغه های اعضای شورای مرکزی این تشکل پیرامون فضای سیاسی کشور، راهکار های برون رفت از شرایط فعلی ، آینده اصلاحات ، وضعیت سیاست خارجی و امنیت ملی ، فضای امنیتی حاکم بر دانشگاهها و بازداشت فعالان سیاسی ،حجت الاسلام والمسلمین  سید محمد خاتمی به بیان دیدگاههایش پیرامون فضای سیاسی کشور و آینده اصلاحات پرداخت.
رییس جمهور سابق کشورمان در این دیدار انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران را تشکلی دانست که در کوران حوادث سال های اخیر ، همواره توانسته با تکیه بر اصل دین داری و با حرکت در چارچوب نظام و قانون اساسی خودرا حفظ کند.
وی گفت : وقتی برای انجمن اسلامی دانشجویان که برآمده از متن دانشگاه است، سوالات جدی پیرامون مسائل اخیر پیش می آید، پیداست که جامعه ما با بحران مواجه شده است.
خاتمی تصریح کرد: نکته مهم این است که باید پذیرفت که در جامعه بحران به وجود آمده است و از آن پس است که می‌توان راه چاره‌ای اندیشید.
رئیس بنیاد باران تاکید کرد: اگر در امروز و درشرایط فعلی دچار خطای در تحلیل شویم ، در آینده دچار مشکلات جدی خواهیم شد.
رئیس دولت اصلاحات با بیان اینکه اگر ما که به اصل نظام اعتقاد داریم ، نتوانیم حرف بزنیم ، دیگران که اعتقادی ندارند، دست به عمل خواهند زد و نتیجه عمل آنها چیزی نیست که مطلوب ما باشد.یادآور شد: نباید بگذاریم کار به جایی برسد که تقاضاها از درون کشور به بیرون نظام برود.
خاتمی همچنین با اشاره به فرمان 8 ماده‌ای امام راحل ، تصریح کرد: هیچ کس حتی دستگاههای امنیتی ، حق تجسس در امور شخصی افراد را ندارد و حتی با بهانه های امنیتی نیز نمی توان به امور خصوصی شهروندان وارد شد و در آن تجسس کرد.
رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به مسیر اصلاحات و حرکت آن در چارچوب نظام جمهوری اسلامی گفت معیار های یک نظام مطلوب مردمی در الگوی جمهوری اسلامی جمع شده است و بزرگترین رسالت ما این است که نظامی را به وجود بیاوریم که بشر در آن آزادی و پیشرفت و عدالت ببیند و ما اعتقاد داریم که با همین قانون اساسی می توان در همین مسیر ادامه داد.
وی با اشاره به سه برش از زندگی امام خمینی (ره) که دقت در آن می تواند برای شرایط فعلی رهگشا باشد گفت: در ابتدای شکل گیری جمهوری اسلامی و پیش از انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) با توجه به وجود گروه های غیر دینی و بعضا مارکسیست که در میان مردم وجود داشتند همواره بر این نکته تاکید داشتند که در نظام جمهوری اسلامی حتی افرادی که ضد خدا و ضد دین هم باشند، تا زمانی که دست به سلاح نبرده باشند و توطئه نکنند، ایمن هستند.
خاتمی افزود: بعد از انقلاب نیز به علت شرایط جنگ و ترور، بعضا رویدادهایی را داریم که امام در واپسین سالهای پر برکت عمرشان با اشاره به آنها فرمودند که آنها استثنائاتی بودند که به خاطر جنگ و شرائط ویژه پیش آمدند و بنا داریم که همه به قانون برگردیم .
رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:امام همواره بر حضور و فعالیت گرایش ها و سلایق مختلف اصرار داشتند؛به طور مثال خود امام (ره)تاکید داشتند که مجمع روحانیون مبارز در کنار جامعه روحانیت مبارز فعالیت داشته باشد.
رییس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها  تاکید کرد که ما به هیچ عنوان طرفدار خشونت نیستیم، در مقابل عده‌ای جز به خشونت نمی‌اندیشند و عمل نمی‌کنند.
وی در پایان این دیدار در تبیین مجدد اصول اصلاحات گفت ما همچنان اصلاحات را بر مبنای دین می دانیم، مبدا هویتی خود را انقلاب اسلامی، و چارچوب حرکت خود را جمهوری اسلامی می‌دانیم، اما اعتقاد داریم که در عمل، انحراف هایی وجود دارد که با همان معیار های دینی و انقلابی باید اصلاح شوند.
خاتمی خاطر نشان کرد: متاسفانه گاهی برخی این انحرافات را عین نظام قلمداد می کنند. ما همچنان در مقام  نقد قدرت موجود باقی می مانیم، البته در چارچوب جنبشی که اسلام و  نطام و انقلاب را قبول دارد

منبع : سایت باران

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 11:38  توسط روابط عمومی حزب | 

ديدار کروبي و ميرحسين

تقويت ارتباط ها به رغم محدوديت ها

 



گروه سياسي؛ مهدي کروبي روز سه شنبه به ديدار ميرحسين موسوي رفت تا با حضور در دفتر کار او به رايزني در خصوص فضاي حاکم بر کشور، عملکرد دستگاه هاي اجرايي و برخي حوادث کشور بپردازد. در اين ديدار مهدي کروبي و ميرحسين موسوي به مشورت در باب اقدامات آتي خود و تحليل فضاي آينده کشور پرداختند. همچنين در اين نشست مقرر شد اين دو به تقويت راه هاي ارتباطي خود به رغم برخي محدوديت ها بپردازند.به گزارش «تغيير»، مهدي کروبي در ابتداي اين ديدار به حوادثي که در نمايشگاه مطبوعات اتفاق افتاده، اشاره کرد و ضمن اظهار تاسف از برخوردهاي ناشايستي که هنگام بازديد او و عليرضا بهشتي از نمايشگاه از سوي اقليتي سازمان يافته صورت گرفته، گفت؛ «تاسف مي خورم که در نمايشگاه مطبوعات که بايد محل تعاطي فکر و انديشه باشد به برکت توقيف مطبوعات نه تنها فضايي بي روح حاکم شده است که علاوه بر آن عده يي چنين نادانانه برخورد مي کنند و مشخص نيست با اين رفتارها مي خواهند کشور را به کجا ببرند.»ميرحسين موسوي نيز ضمن اشاره به فيلم هايي که از نمايشگاه و صحنه هاي يادشده ديده است، اعلام کرد؛ «به رغم توقيف مطبوعات، جمعيت مشتاق کثيري را ديدم که در نمايشگاه حضور داشتند و از شما و جنبش سبز حمايت مي کردند و اين گويا موجب ناراحتي اقليتي است که در نتيجه دست به چنين اقداماتي مي زنند.»در ادامه اين نشست، مهدي کروبي ضمن اشاره به دوران نخست وزيري موسوي و حرکت او با مردم گفت؛ «شما به خوبي از کارهايي که من کرده ام مطلع هستيد. من به واسطه مسووليت هايي که در کميته امداد و بنياد شهيد و مجلس داشته ام، هميشه با مردم در ارتباط بوده و هستم. مي بينم که وضعيت مردم بسيار خراب است. فقر و کلاهبرداري بسيار زياد شده است و اينها نتيجه عملکرد دستگاه هاي اجرايي و عدم برنامه ريزي است.»مهدي کروبي در ادامه ضمن مقايسه گذشته و حال گفت؛ «متاسفانه آلودگي هاي اقتصادي برخي از مسوولان يکي از دلايل اصلي در گسترش فساد در جامعه است. من به ياد دارم زماني آنقدر سلامت اقتصادي حاکم بود که يک مسوول دولت هزينه مداواي يک عضو خانواده اش در بيمارستان را نداشت و به ما در بيمارستان بنياد شهيد مراجعه مي کرد اما امروز متاسفانه شرايط ديگري حاکم است. دغدغه من اين است که اين نسل جديد که اوضاع فعلي را مي بيند، گمان نکند از اول انقلاب شرايط بر همين منوال بوده است. اين نسل بايد بداند که چنين آلودگي هاي گسترده اقتصادي امري جديد و بديع است.»مهدي کروبي همچنين گفت؛ «امروز مبالغه هايي در مورد برخي افراد و مکان ها مي شود که موجب شک و ترديد مذهبي در برخي افراد و نسل جديد مي تواند بشود. مثلاً مي شنوم نام مسجد جمکران را در کنار و هم شأن مسجدالحرام و مسجدالاقصي به عنوان مکان هاي مقدس مي آورند و اين اقدامات تنها باعث مي شود اعتماد مردم به اعتقادات قبلي شان هم سست شود. واقعاً نمي دانم برخي آقايان چه انگيزه يي دارند براي اينکه همه چيز را به هم بريزند و مردم را به همه چيز از دين گرفته تا تاريخ گذشته شان بي اعتقاد کنند.»در ادامه اين ديدار ميرحسين موسوي نيز ضمن اشاره به مشکلات جاري در اداره کشور گفت؛ «دردها مشترک است و من نيز بر اين مشکلاتي که شما اشاره کرديد و بسياري مشکلات ديگر واقفم.
به عنوان مثال گفت وگويي که در زمينه هسته يي در ژنو صورت گرفته است واقعاً مورد حيرت است. قول و قرارهايي که در ژنو داده شد، اگر اجرا شود بر باد دادن همه زحمات هزاران دانشمند در کشور است و اگر اجرا نشود زمينه اجماعي را براي تحريم گسترده عليه ايران ايجاد خواهد کرد. جالب آنجاست که به فرزندان انقلابي و خدوم کشور تهمت ارتباط و تمايل به غرب و شرق مي زنند و خود به صورت آشکار و مکرر در مقابل امريکا ... مي کنند. بايد بسياري از مسائل براي مردم بازگو شود تا آنها بدانند در کشور و مديريت اجرايي چه مي گذرد. من زماني که در نخست وزيري بودم نيز تاکيد بسياري داشتم که نيروهاي نظامي نبايد وارد مسائل اقتصادي شوند.»ميرحسين موسوي در ادامه اين ديدار با اشاره به برخي اتفاقات در عرصه سياست داخلي و سياست خارجي گفت؛ «دو گمانه را مي توان مطرح کرد. يا برخي آقايان ماموريت دارند کشور و نظام را متلاشي کنند و از بين ببرند، يا اينکه فقط به فکر امروزشان هستند و کاري را صرفاً انجام مي دهند که امروزشان بگذرد و به فردا برسد. که به گمانم همين گمانه دوم به واقعيت نزديک تر است. آقايان فقط به امروز فکر مي کنند و نتيجه آينده رفتارهاي امروزشان برايشان اهميتي ندارد. وگرنه تن دادن به چنين ريسک هايي در زمينه سياست داخلي و سياست خارجي، با هيچ منطقي قابل قبول و دفاع نيست.» موسوي در ادامه با اشاره به محکمه هايي که برگزار مي شود و بازداشت هايي که صورت مي گيرد و اعترافاتي که پخش مي شود نيز گفت؛ «برخي فکر مي کنند با چنين حربه هايي مي توانند وضعيت را به وضع سابق برگردانند. اما سوداي محال دارند و نمي فهمند با هيچ حربه يي حتي با تهديد، بازداشت، محاکمه و اعتراف گيري هم نمي توان جامعه امروز را به جامعه يک سال قبل برگرداند.» موسوي همچنين اضافه کرد؛ آزادي زندانيان سياسي يک خواست ملي است که مي تواند به بهتر شدن اوضاع کمک کند. گفتني است در پايان اين ديدار مهدي کروبي و ميرحسين موسوي به رايزني در خصوص تقويت ارتباط خود با يکديگر و افزايش رابطه خود با مردم به رغم بسته بودن بسياري از کانال هاي اطلاع رساني و ارتباطي پرداختند.
 
منبع:آفتاب یزد
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 23:7  توسط روابط عمومی حزب | 
تاکید مجمع روحانیون مبارز بر خویشتنداری و
توجه به شعار «زنده باد مخالف من»
 

مجمع روحانیون مبارز بر خویشتن داری و شعار مهم «زنده باد مخالف من» تاکید کرد.

 

 باران:


 این تشکل اصلاح طلب در جلسه اخیر خود که به ریاست سید محمد خاتمی تشکیل شد، ضمن تحلیل اوضاع روز از تعرض تازه صهیونیست‌ها به مردم فلسطین و به خصوص اهانت به مسجد الاقصی اظهار نگرانی کردو حمایت قدرت های بزرگ از رژیم اسرائیل و همچنین فاجعه قتل عام مردم مظلوم عراق به دست تروریست‌های مزدور و متعصب را محکوم و واکنش جدی مسلمانان و آزادگان جهان در برابر این فجایع را خواستار شد.

مجمع روحانیون مبارز همچنین ضمن تجلیل از شخصیت مهدی کروبی و سابقه درخشان وی پیش از انقلاب و خدمات ارزشمند او به جمهوری اسلامی و مردم و دفاع همیشگی ایشان از مظلومان و حقوق انسان‌ها، نسبت به اهانتی که به نظر می‌رسد با برنامه قبلی به ایشان و نیز شخصیت ارزشمند علمی و سیاسی کشور -علیرضا بهشتی- فرزند برومند شهید مظلوم دکتر بهشتی در جریان بازدید از نمایشگاه مطبوعات شد، اظهار تأسف کرد و تصریح کرد: چنین رفتارهایی را از سوی هر کس و نسبت به هر جریان و فردی محکوم می‌کند.

در این جلسه همچنین تاکید شد: مجمع روحانیون مبارز با تأسی به حضرت امام(س) و نیز بر اساس آموزه‌های دین مبین اسلام همواره مؤید رفتارهای مدنی و قانونی بوده است و همانطور که بر آزادی‌های اساسی مصرح در قانون اساسی یعنی آزادی بیان، آزادی اجتماعات و آزادی احزاب و تشکل‌ها تأکید دارد هر گونه رفتار خشونت آمیزی را محکوم می‌کند. همچنین از همه مردم شریف ایران به ویژه از همفکران، همراهان و طرفدارن خویش که همواره از خود رفتار مدنی نشان داده می خواهد که در این موقعیت حساس حتی اگر مورد خشونت خشونت گران قرار گیرند خویشتن داری را از دست ندهند و همچنان بر شعار مهم «زنده باد مخالف من» تأکید کنند.

مجمع روحانیون مبارز همچنین در آستانه روز جهانی مبارزه با استکبار سیزدهم آبان، ضمن بزرگداشت یاد شهیدان دانش آموز که قربانی خشونت و درنده خویی رژیم گذشته قرار گرفتند بر شعارهای اصلی این روز که مورد تأیید امام بوده تأکید کرد و یادِور شد: تصرف سفارت آمریکا در واقع اعتراضی بود به دخالت مستمر آمریکا در امور داخلی ایران و حمایت از رژیم سرکوب گر و استبدادی شاه که با انقلاب بزرگ اسلامی که مدنی ترین جنبش معاصر بود سرنگون شد، از آن پس نیز ملت و نظام ایران همواره مورد تعرض و فشار از سوی قدرت های بزرگ بوده است.

در این جلسه همچنین ضمن گرامیداشت سیزده آبان سربلندی ملت رشید ایران را از خداوند می خواستار شد و تاکید کرد: از حقوق ملت دفاع می‌کنیم و هر گونه خشونت را محکوم می‌نماییم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 23:0  توسط روابط عمومی حزب | 

 

همه حواشی کروبی در نمایشگاه

مرجع : خبر- فارس-مهر






































+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 12:39  توسط روابط عمومی حزب | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ ،پایگاه اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی استان ایلام می باشد . مواضع رسمی حزب در استان صرفا توسط رئیس ،دبیر ،سخنگوی حزب و یا در بیانیه های رسمی حزب منعکس می گردد

پیوندهای روزانه
قلم -سایت میر حسین موسوی
قلم استان ایلام
جمهوریت
مشارکت شهرستان ایلام
وبلاگ کمیته زنان ستاد یاران اصلاحات استان ایلام
جوانان مشارکت استان
مهندسین مشارکت استان
یاری نیوز
موج سوم (پویش دعوت از خاتم)
نواندیش
خبرگزاری کار ایران
مرتضی دارایی
سایت کلمه
مجید بگ نظری
مجمع زنان اصلاح طلب
ثریا شارقی
سعید شریعتی
حنیف مزروعی
روزنامه جمهوری اسلامی
سایت ایلام امروز
فیض اله امامی
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی استان
سایت نوروز
جمهوریت
اعتماد ملی
شهاب نیوز
فرارو
دکتر معین
سیدمحمد علی ابطحی
بنیاد باران
آفتاب
سایت امروز
خانه احزاب
مشارکت تهران
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
سایت امام خمینی(ره)
سایت مقام معظم رهبری
سایت آیت الله هاشمی رفسجانی
سایت سید محمد خاتمی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM